ساعت خواب!

ساعت 4خوابیدم!
زبان فارسی توام با
sms!
امروز باخیال اینکه امتحانای کشوری آسونه رفتم سر جلسه و وقتی برگه سوالو دیدم انگار سرب داغ ریختن تو حلقم!

صبحشم ساعت7آقای بابارسوندم در مدرسه و این بابای مدرسه درو باز نکرده بود عین این زامبیا چنبرک زده بودم دم در!یه عینکم زده بودم کسی نشناسم!(قشنگ چهارزانو دم مدرسه نشسته بودم!)
فکر کنم 5تا سوالو جواب ندادم اوناییم که جواب دادم شعر نوشتم بابا خوب آخه یعنی چی؟؟؟

اینم شد امتحان؟؟؟بعد امتحان سریع جیم فنگ شدم وقتی برگمو دادم سحر4چشمی داشت نگام میکرد!آخی!امتحان به این سختی45دقیقه بیشتر واسم طول نکشید!

هرچه باداباد!
امروز بابای آرمین میره که با آقای پدر صحبت کنه!
نمیدونم به زبون اسپانیایی بگم که من واسه ازدواج نمی خوامش؟والا!
گرچه میدانم این نیز بگذرد!پدر جان این خواستگار را به دیدار حق تعالی می فرستد...

اصلا من نمیدونم قیافه ی من به زن زندگی می خوره؟؟؟چقدر بعضیا!؟
چند روز پیش اومده بود دم مدرسه مون که به اصطلاح منو هم ببینه!
میگم آخر زمون شده!

یکی از دخترای مدرسمون و دیدم که هی از کنارش رد میشه هی میخنده منم که سیب زمینی داشتم تماشا میکردم!
بعد که رفتم پیشش گفت این دخترا ی مدرستونم که همش دنبال شوهرن!(منم در دلم تائیدکردم)گفت دختره برگشته به من میگه آقا منتظرکسی هستید؟منم گفتم نه!میگه پس میای با من قدم بزنی؟؟!

منم خندیدم و گفتم آی که چقدرم بدت میاد؟!

گفت نه بابابهش گفتم آره منتظر کسیم باز گفت بچه ها بریم اونجا به ایستیم ببینیم دوست دخترش هم مثل خودش تیکه اس؟!

اینجا بود که دیگه دلمو گرفتم و می خندیدم.اونم عصبی شد که تو چرا نسبت به من بی تفاوتی؟؟؟

منم بهش گفتم شعر نگو پسرم!

شانس نداریم که انریکه از ما خوشش بیاد آرمینش از ما خوشش میاد،اه!

نظرات 6 + ارسال نظر
بهار شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:46 ب.ظ http://bahar90.blogsky.com

پس امتحانتو خراب کردی
من امروز امتحان استانی زبان دارم که چون یازده ترم زبان خوندم بلدم
چه دخترای جلفی تو مدرستونن مثل بعضی از بچه های مدرسه ی مان
تو که برای ازدواج خیلیییییی جوونی(بابای پسره چطوری روش شده بیاد خواستگاری)

بهار جون مادرت بیا اینو به خودش بگو!
کو گوش شنوا؟؟
این اواخر همه مارو می خوان نه خیلی آمادگی ازدواج دارم!

ملودی مدادرنگی ها شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:14 ب.ظ http://melodyemedadrangiha.persianblog.ir/

همیشه از زبان فارسی و ادبیات بدم میومد همینطور از انشا
وای پریا چهار زانو نشستن تو حیاط و جلو مدرسه که خیلی باحال
یه سوال خصوصی اگر دوست داشتی جواب بده مگه آرمین چند سالشه ؟!

ای که دست رو دلم گذاشتی!منم از اینا بدم میاد!
۲۳سالشه.

احسان شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 06:01 ب.ظ http://ehsanhp.blogsky.com/

سرب داغ ریختم تو حلقم!............ریختم یا ریختن پری؟

خاستگار..........پری جون "خواستگار" رو چرا اشتباه نوشتی؟

خاک بر سرش که با اون سنش میاد دم در دبیرستان دخترونه وای میسه! بس که بدبخته!

دبیر ادبیات...املا...کسی که اشتباهات بقیه رو اصلاح میکنه!
بابا معلم!همه چی دون!دانشمند!
باشه بابادرستش کردم!
مثلا می خواد کسی مزاحم من نشه نمی دونه خودش اصلی ترین مزاحمه!
حقشه!

ندا شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 11:24 ب.ظ http://nedmts.blogsky.com

yaaaaaaaaaaaaaaaani vaghti neveshtehato mikhonam yade khodam miyoftam ke sale sevom nahay man ba 3ta soal doroooos az emtahan omadam biron va baghiyash sefid kheili shiko relax ham az emtahan omadam biron
nemidonam chan salete vali karat o model neveshtanet mano yade khoamo on doran mindaze

ا؟؟
پس مثل منم هست؟؟!!
من17سالمه.

یک دختر جمعه 20 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 03:33 ب.ظ http://yek2khtar.blogfa.com

خوبی؟ امتحانات چه طور پیش میره؟ یه کامنت گذاشتم اینجا فکر کنم پاک شد!

تمامید گلم!!!
شاید!

navid یکشنبه 5 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 01:06 ق.ظ

eeeee pas shoma ham dovome dabirestan hastin, ye filmi hast pmc mizare nemidoonam man 1 ghesmatesho bishtar nadidam ,doostam behem migan shabihe khuan migeli akhe moohamo oonjoori mikonam lebasamam oonjoori mipoosham heikalamam khube ghiafamam shabiheshe bara hamin doostam behem migan nemidoonam khodam hastam ya nistam ?

اگه یکم تحقیق کنی میفهمی خوان میگل توی سال های2007و2008 خوشتیپ ترین مرد دنیا بوده حالا برو کلاتو بنداز هوا!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد