ستایشت می کنم...

چقدر دوست دارم

زمانی را که...

مرد میشوی/

زمانی راکه محکم میشوی/

و دور...

و من

با عشوه های زنانه ام

روی زمین بدنت/

قدم میزنم...

چقدر دوست دارم

زمانی را که مال من میشوی/

چقدر ستایش میکنم

دوستت دارم هایت را

و چه ساده!

تو تکیه گاه من میشوی/

زمانیکه از اتوبان شلوغ رد میشوم

و من که راحت بهانه می آوردم برای رد شدن

تا دستانم را در دستان تو قایم کنم/

چقدر تلخ/

تو شیرینی چای سیاه حرفهایم میشوی

وچه معصومانه

تو کاغذ سفید من میشوی

و من با مداد رنگی ناخن هایم

روی بدنت را خط خطی میکنم

و چه آسوده

نت های پیر کودکی ام را

روی خاطره هایت بالا و پایین می کنم

نگاه های مضطرب من

عطر بدن تو...

ترس من از بودن

و بودن تو

و دستهای حلقه شده

تو مال من...

من مال تو...

چه فرقی میکنه وقتی که ما میشویم

روی لباس آمدنم

جیب بزرگی دوخته ام

می خواهم این بار تمام بودنت را در جیب هایم بریزم

مخالف من

عجیب به رویاهای آغوشت عادت کرده ام

با این همه فاصله...

آیا وکیلم برای آینده ام اسم شما را کنار اسمم بنویسم؟؟!


پریا نوشت۱:فقط نصاب دیش ماهواره نبودم که شدم از بس که بابام خونه نیست خودم پریدم رو پشت بوم دیش تنظیم کردم!تلوزیون به دست و رسیور بغل عین تارزان از دیوار بالا میرفتم آخه خسته شدم که چند روزه نیل ست مون قطعه!(خودم درستش کردم!)

پریا نوشت۲:داداش برادر محترم(عرشیای گرامی)زورش میاد تحقیقشو بنویسه من نشستم براش دست نویس میکنم!اَ اَ اَی!کم هم که نیست اما چون خانم مادر پیشنهاد پول داد منم فی دادم اونم قبول کرد حالا مشغول تحقیقم!(اسم منو باید بزارن خواهر دوست داشتنی من!)

پریا نوشت۳:احتمالا امشب برم اون یکی گوشمم سوراخ کنم!
شدم عین غلام حلقه بگوش!فقط یه گوشواره تو گوشمه!

نظرات 8 + ارسال نظر
یاسر سهرابی پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:57 ب.ظ http://www.pikapik.blogfa.com

سلام
بارک الله شما.
موفق باشید.

سلام.
مرسی.
هم چنین.

ملودی مدادرنگی ها پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:47 ب.ظ http://melodyemedadrangiha.persianblog.ir/

قشنگ بود .
خوشم اومد از کارت .

از اینکه پریدم پشت بوم؟؟؟
نه؟!!
ما پله نداریم!از دیوار رفتم رو پشت بوم همسایه جفتی بعد از اونجا رفتم پشت بوم خودمان!!!
شده بودم مرد عنکبوتی!

ملودی مدادرنگی ها پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:53 ب.ظ http://melodyemedadrangiha.persianblog.ir/

پریا جان جوابت رو نوشتم . با اجازت نظرت رو عمومی کردم اگه اشکالی نداره ؟!

نه عزیزم!
گفتم شاید خودت نخوای.

احسان پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 05:11 ب.ظ http://ehsanhp.blogsky.com/

پری من تارزان رو میزاره تو جیبش! نصاب ماهواره هست هنرمند هست پری هست .........خلاصه همه چی هست!

میدونم!
من همه فن حریفم!بوس برای خودم!!

بهار پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 06:14 ب.ظ http://bahar90.blogsky.com

افرین پری تارزان هم شدی
مامانت پول داد؟
پری یه گوش

نه خیرم!میرم سوراخش میکنم امشب!
نه الان میرم بهش میگم

دنی پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 07:22 ب.ظ http://sacik.blogfa.com

چشمم روشن. 2 روز ولت کردم به شعر گفتن افتادی؟ چه معنی داره؟! حقشه با کمربند سیاه و کبودت کنم

جریان چیه این اواخر همه می خوان منو بزنن و سیاه و کبود کنن!
خودت نمیای!کجابودی این چند وقت؟؟؟!
من نفهمیدم جریان اون پسته رو که روسی نوشته بودی!روسی بود؟؟؟
معنیشم بنویس!

دنی پنج‌شنبه 12 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 09:30 ب.ظ http://sacik.blogfa.com

آخه کتک خورت ملسه
تازه زدن من با بقیه فرق داره درست و حسابیه
اون پست مال خوانندگان روسی وبلاگمه آخه وبلاگ من اینترنشناله پرک جون میخوام بهت بگم پرک از حالا به بعد

جدا؟؟؟!
حالا مگه تو چطوری منو میزنی؟؟؟
آخی خوانندگان روسی وبلاگت؟؟خوب معنیش چیه؟!آقای اینترنشنال!
حالا چرا پرک؟؟؟یاد جو پرک شده میوفتم ولی باشه تو بگو پرک!

Amir Khalsseh چهارشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:04 ب.ظ

Fuck Farsi1 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هم چنین!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد