دیروز دیدم تو کمد دائیم یه جعبه هست که مامان بزرگ گرامی همیشه پرش میکنه از خوراکی!
(اثرات منفی پسر دوستی خانواده ی مادری ما!!!ترجیحا پسر سالاری)
منم هر وقت میرم سرم تو کمد دائیمه و هر چی توشه رو برمیدارم جلوم ردیف می کنم!
دیروز دیگه زدم به سیم آخر،به خانم مادر گفتم منم مو خااااااام!
اونم اول اولتیماتوم داد که کمدتو مرتب میکنی بعد!منم گفتم بااااش!
در آخر یکی از کشوهارو اختصاص دادم به خوراکی های مادر!اونم واسم خرید!
(بوس برای خودم!)
وایییییییی کمد مرتب کردن

منم می خوام !!! برم یکی از کشوها رو خالی کنم
من که همیشه خدا توکمدم لباسام و کتابام با هم قاطیه!
سریعا به این کار عمل کن!
می دانی در زمان حکومت ژنرال سالوادور آلنده بر شیلی با بچه هایکه کمدشون را مرتب نمی کردند و حسودی می کردند چه کار می کردند؟!
قطعا تیر باران....
می دانی در زمان حمومت ژنرال سالوادور آلنده بر شیلی باافرادی که بقیه را سرزنش می کردند چه کارمی کردند؟؟؟
قطعا تیر باران...
لوس
دلت میاد دانیال؟؟؟!!

من خیلی خوبم!
هااااااای مگه من به تو نگفتم نرو تو بلاگفا؟؟؟بازم رفتی اونجا؟؟؟
نمی تونم واست نظر بزارم فحشت بدم یه فکری به حال خودت بکن!!!
برای منم بفرست
حالا یه کمد خوراکی چقدر زیاد
عکسشو میزارم ببینی!!
سلام.اینا رو که گفتی من و یاد یکی انداختی.ممنون که اون و به یادم اوردی.
حالا اون یکی کیه؟؟!!


زود تند سریع رو کن مازیار!!!!
کس خاصی نیست.یه زمانی بود الان دیگه نیست.
عشق و عاشقی نبود.
خب همین که عشق و عاشقی نیس باید کلاهتو بندازی هوا!
عشق اصلا به دردنمی خوره!