اگه کمتر از این شاخه به اون شاخه بپرم کمتر درگیری دارم!
میخواستم بزارم این چند روز آخر به کل مغزم آزاد باشه!
و میترسم که گول خورده باشم که احتمالش کمه ولی تو شکم!دیشبو که اصلا نخوابیدم...یعنی نزاشتن!
صبحشم بردنمون مهمونی همش خواب بودم!
چند روز دیگه راحت میشم!ولی چه فایده که اینقدر دیر!
دسته گله خودمه دیگه...
از تموم شدن ماه رمضون ناراحتم...پارک غنچه ها تعطیلید!
جدا ناراحتم...
به قول پر میخواستم برم اون صندلی رو به نام خودم بزنم... فعلا که شریکم زده زیرش یا شایدم آخر بازی میخواد بازیکنارو تعویض کنه!
به هر حال من حتی اگه دوباره وجود آتوسا رو تو زندگیم حس کنم چاره ای نیست...قبلا هم گفتم!
اگه فقط کوچکترین چیزی حس کنم میکشم کنار...
احساس میکنم داره آرزو های نوید براورده میشه...خیلی سریعتر از اونچه که فکرشم بکنه!
این گربه ای که میبینید جلوم زانو زده،مرده!
داشتم از توی پیاده رو رد میشدم پرید جلوم منم ترسیدم بهش لگد زدم پرت شد3متر اونور تر
یه ماشین از روش رد شد و به رحمت ایزدی پیوست!
پیش مرگم شد...
کلا تو این پست هم خواب بودی
دختر نذاری بریا !!!!
من دق میکنم
خدابیامرز دوست داشته طفلکی رو چرا زدیش...
راستی خوبی تو کمرنگ !!!!!
فعلا من دارم دق میکنم!
وحشی دیدی؟؟؟
من!
با احتیاط برانید خواهر!
هر چی تو بگی!
گربه مردم رو گاییـــــــــــــــــــــــــــــــدی!

به فاک رفت!
وااااااای پری جـــــــــــــون واقعا" این گربه رو خودت کشتی...گناه داشته...
گربه بدبختو چرا پرت کردی
دلم براش سوخت خدا بیامرزدت
خدا بیامرزتش؟؟؟؟؟
می خواست نیاد جلوم
جان من راست میگی


عجب بابا
ما اخر زورمون به موش برسه گربه ناکار میکنی
چه قشنگم ولو شده دختر گربه به این قشنگی میکشی شماره بدم گربه های محل ما زیاد شدن
خو ترسیده بودم!
حالا شماره رو پایم ها
شماره؟؟؟
کدوم شماره؟؟
آخی گربهه گناهــ داشت
دلم بسی سوختـ!
زیرشو کم کن نسوزه.