یعنی اعتیاد پیدا کردم به دیدن چهره ی این دبیر محترم...هر سال میریم پیشش،زمستون و تابستون!
سری کلاس های چند باره!
از اونجایی که دبیر مورد علاقه ی پارسالم امسال3 تا از درسامونو گرفته و هفته ای
12ساعت باهاش کلاس داریم از بس قیافشو دیدم گه گیجه گرفتم و وقتی میبینمش حالم بد
میشه...الحق که امسال اصلا بلد نیس درس بده والا!
به همین خاطر باز روی آوردیم به کلاس آقای "ح"...
همیشه سر این کلاس جریانات داشتیم ما...از اونجایی که عین این بچه های خوب ردیف
اول روبه روی میز دبیر میشینم اجبارا باید ساکت بمونم...به خدا اغراق نمیکنم!
بارها عقیده داشتم واقعا نباید دبیر مرد واسه دخترا بزارن...واقعا!
من و عاطفه و الهه و سحرو الهام و مارال و نورا و...جزو بچه های همیشگیه کلاس های
آقای "ح"هستیم و میدونیم که شوخی سر کلاس این دبیر جاش کیاست اما این
چند نفری که اکیپی از او دبیرستانه اومدن...وای وای وای!
به جلف گفتن زکی!
مثلا دبیر داره درس میده سر کلاس یهو آهنگ ما نینی کوچولوهای وروجک پخش میشه بعد
میبینیم زنگ خور یکی از ایناس!
یعنی وقتی اینارو میبینم عرق شرم جای خود دارد!
مدرسه هم دیگه هیــــچ!
تا جایی که یادمه همیشه با زنگه دینی مشکل داشتم...انصافا زنه خیلی حرف میزنه.
پارسال یه معاونی داشتیم بیچاره...خدایا از گناهانمان بگذر!!!چه حرفایی که راجع
بهش نمیزدیم!
اما گاهی اوقات واقعا مسخره میشد عین بتمن هستا وقتی می ایستاد شنلشو میگرفت
دستش،اینم همونطوری چادرشو میگرفت دستش...
تنها بعضی مواقع گیر میداد که چرا گیره مو زدید کله تون 10من شده و از این شرو
ورا!
حیف قدر عافیت ندانستیم...امسال ما یه معاون داریم دونه دونه از سر صف صورت و ابرو
و آرایشو حتـــــــــــی سیبیلم نگاه میکنه زنکه!
اعصاب دیگه نزاشته واسمون دخترا تا میبیننش مقنعه هارو میکشن جلو وقتی پاشونو از
پله گذاشتن بالا دوباره درستش میکنن!
زنگای آزادم که میاد از کلاس میکنتمون بیرون...زنیکه ی منحرف،میبرتمون تو گرما!
پریا نوشت:
خداوندا...به درگاهت پناه میبرم مرا از دست افکار پوچ یک دوست فارغ
بفرما!
که اس نده بگه من آدم خوبی نیستم چون یه ساعت بجای اینکه با اون برم بیرون با یکی
دیگه از دوستام رفتم بیرون بهم بگه قهره و دیگه باهام حرف نمیزنه بعداز 2 دقیقه
زنگ بزنه بگه ببخشید...خدایا حوصله موصله ما کو؟!
پریا نوشت 2:
دختری که 5 ساله با یه نفر دوسته و به خاطره حرفای دوست پسرش بخواد با دوسته5 سالش تموم کنه همون بهتر که اصلا نباشه!
وبلاگ زیبایی دارید
موفق باشید
به ما هم سر بزنید
این معاونتون عجب آدم گوسالیه
ته حرفش چیه؟...

نکنه میگه باید سبیل بذارید...
گنده!
ها باید واسه ی این زنیکه ی ترشیده مــــــــــــــــــرد بشیم!
چرا میخوای با دوستت بهم بزنی؟


یه نصیحت از داداش کوچیکت بشنو:
هیچ وقت با دوست های خودت به خاطر یه جنس مخالف بهم نزن
چون دوستای جنس مخالف مثل چرخ و فلک میمونن این یکی میره و اون یکی میاد هرچه قدر هم که خوب باشند بازم یه روزی جدا میشند ولی دوست خوب(جنس موافق) هیچ وقت جداشدنی نیست...
حالا ببین من با این همه معلومات چرا نرفتم افلاطون بشم...
من نمیخوام باهاش بهم بزنم اون میخواد باهام بهم بزنه اونم به خاطر دوست پسر نکبتش!
چرخ و فلک؟!!!عجب مثالی!
برو سقراط بشو
پری من برات در سال تحصیلی جدید ارزوی موفقیت می کنم!
مرسی عزیزم...
امیدوارم امسال به خیر بگذره!
کلا همه ناظم ها همینطوری اعصاب خرد کنن
منم همیشه دبیرستان و حتی پیش دانشگاهی به ابروهام گیر می دادن !
یعنی تا چه حد باید هد می یومد پایین که ابروهام مشخص نشهههه
! البته من که هد نذاشتم
حالا خودش رو باید می دیدی چه شکلی بود اونوقت منو ارشاد می کرد !
یادمه یه بار موقع امتحان ها بهم گفت از این به بعد هد می زنی که ابروهات معلوم نشههههه ! فکر کن !!!!!
اوووووف!
این ناظم ما خیلی در پیته!
وب من نمیای؟
من این وبتو گم کردم. آخه دو تا پریا هست اگه اشتبا نکنم. الان اومدم.
میاااام
سلام پری...من آپم یه سر بیا اونورا...نمیای؟
















از ما گفتن بود...خواه پند گیر خواه ملالی نیست....
سلام پری اونوری نری
بیا ببین داداشت چه کرده؟...
این وری میام!
چه کردی داشی؟؟؟
مرسی که اومدی! سری بعدی که اومدی میتونی جوابتو همونجا بخونی من در لحظه جواب میدم!
چطوری در لحظه جواب میدی؟؟